سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
حذف تبلیغات طمع‌زا از رسانه ملّی

دریافت کد نوای مذهبی
دانلود این نوا
* گـــل نرگس *

طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
 


رنگ ِ خدا ...

با حکیــم

 

سیـــاه ِ سیــاه ... 

شاید هم کمی خاکستری ... 

زندگی ِ خاکستری ما آدما

هر چقدر طولانی هم که در اون بخندیم 

و 

بگیم

و 

شاد باشیم ... 

بازم تیـــرس ... 

تیره و تار ... 

انگاری یه چیزی کم داره ...

یه مداد رنگی کوچیک که پیش ما بزرگ بشه ...

رنگ ِ زلالی دلش 

خط بکشه

رو تموم سیاهیا ... 

رنگ کنه ... 

زندگیمونو ... 

رنگ خنده بده 

به اشکامون ... 

رنگ بهـــشت بده 

به زمین زیر پای مادر ...

یه پاک کن برداره و

خستگی بابا رو پاک کنه 

غصه رو از دل دایی ببره ... 

رنگ ِ شادی ِ بیشتری بزنه 

زندگی مامان بزرگ و بابا بزرگ رو 

رو تموم تنهاییای خاله خط بکشه ... 

همدم عمه بشه ... 

و 

کوچولوی ِ عمو ... 

یه خط ِ سفیـــــــد بکشه 

رو تموم گناها ... 

سرمون که به رنگ آمیزی گرم بشه ، 

کمتر گناه می کنیم ... 

تنهاییا رو پر کنه ... 

رنگ ِ دلتنگی بزنه لحظاتی که نیست 

و از همه مهمتر

همه جا 

رنگ ِ خدا 

رو پررنگ تر کنه ... 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ

دلنوشت (استفاده با ذکر منبع)





نویسنده : * گـــل نرگس * تاریخ : سه شنبه 93/1/26       نظر

تقدیم به جانباز ِ صحنه عشق

بسم الله

 


الفبــای تنهایی ِ نگاه ماهتاب را مروری می کند ...


تنهــای 


تنهــا ...

 
فرشتگان می دانند 


نگاه ِ دوخته شده به پنجره


یک دل ِ تنگ را روایت می کند ... 


تنگ ِ شهادت ... 

 
و چقدر سخت است جسمت میان زمینیان و فکرت در آسمان ها پرواز کند ... 

از پنجره که رو بر می گرداند ،
 

دیگر تنها نیست  ... 

سمتی فرشتگان 

و

سمتی دوستانی که منتظرش بودند 


و


سمتی روی ِ خدا ... 

 
و در سمتی دیگر

 

و در سمتی دیگر ، یک لبخند ... 

  لبخند ِ شهیـــد میان قاب ِ نگاه فرشتگان ...


ــــــــــــــــــــــــــــــــ


دلنوشت   (استفاده با ذکر منبع ) 
پ.ن 1 : مجاهدی که پایی برای قدم زدن و راه آمدن نداشته باشد ، وجودش می شود دلتنگی ... که آرامشش ، شهادت است ... درست است که او پا ندارد ولی شیرینی بال زدن و پر کشیدن در محضر خدا چیز دیگریست ... 
پ.ن 2 : شهیــــد ، نظر می کند به وجه الله ...
پ.ن 3 : دلمـــ گرفتهــ ... : ( 
  تقدیم به جانباز ِ صحنه عشق ؛ جناب آقای فرهاد صابر ... 

 

 





نویسنده : * گـــل نرگس * تاریخ : یکشنبه 93/1/24       نظر

شرح با شما ...

بسم الله

بدون شرح ... 

شما شرح بنویسید ... 





نویسنده : * گـــل نرگس * تاریخ : شنبه 93/1/23       نظر

حـــواسآ جمـــع

بسم الله

 


سلام علیکم

 

 

اخبار و شبکه های خودمون رو ول کرده  و نشسته پای خبر هایی که اونوریا می دن ... 

آخه میگه خبراشون راسته و با خبرای خود صدا و سیما ی ایران همخونی داره !!!

ولی اگه یه ذره فکر کنیم

می بینیم که 

کسی که بخواد بینمون تفرقه بندازه ، همش ناامید کنه و خلاصه بگم به هدفش برسه

 دین و ایمانمون رو نشونه بره 

اتحادمون رو ... 

هیچ وقت رک و صاف نمیاد بگه که اینجوریه ... 

لا به لا و قاطی حرفا و اخبارشون 

10 تا خبر راست میدن و بعد ربطش میدن به یه خبر نادرست ... 

اونم چجوری !

که در نهایت ما با دیدگاه خودمون ( که تحمیل شده ) ...

یا نه 

اصلا خود خبر های راست و حقیقی رو دست کاری می کنن !

خلاصه بگم

باید دقت کرد ... 

تازه !

این اخبار رو برای دوست و غریبه هم بازگو می کرد ... 

امـــّا اگه کسی به خاطر حرفایی که از سر جهالت تکرار کرده ... !

می گفت : اون ها از پیشرفتا میگن ولی شده یه بار ایران ... !؟

خودشم میدونست حرفاش ، مال خودش نیست ... 

شایدم یه جورایی بهانه بود ... 

ولی حواسا باید جمع باشه

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

دلنوشت ( استفاده با ذکر منبع ) 

پ.ن 1 : یا ایها الذین ءامنوا ان جاءکم فاسق بنبا فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم ندمین 

ای کســــــانی که ایمان آورده اید !

اگـــــر شخص فاســـــقی خبری برای شــــما بیاورد ،

درباره آن ، بررســـی و تحقیــــق کنیــد 

تا مبادا گروهــــی را به نادانی آسیـــب رسانید

آنگاه از کرده خود پشیـــمان می شویــــد .

 

سوره مبارکه حجرات / آیه شریفه ی 6 





نویسنده : * گـــل نرگس * تاریخ : جمعه 93/1/22       نظر

کمی متفاوت ... / اپیدمی

بسم الله


پدرشون به رحمت خدا رفته بودن ... 


دیگه فکر می کردند دنیا به آخر رسیده ...


بعد از دفن همونطور تو حال ِ خرابشون بودن که 


با یه صدا و یه دستی که اومد رو شونه حالشون بهتر شد و مسئلشون هم حل شد !


برادرشون بودن 


صدا کردن : بیا بریم !


همین که سرشونو برگردوندن دیدن اینطرف حد اقل دویست تا بابا خوابیده !


یه ذره فکر :


اصلا یه اپیدمیه ! همه میمیرن !!!

 


ـــــ

 

 

استفاده با ذکر منبع





نویسنده : * گـــل نرگس * تاریخ : جمعه 93/1/22       نظر

مرد می خواهد راه ِ عشق

بسم الله

این راه را طی کردن،هنر است...
 

مرد می خواهد راه ِ عشق

در راه هزار بار نفست می گیرد...

دیگر نبضی نداری تا بزند

در راه هزار بار میمیری که کاش زودتر برسم...

اصلا می رسم...؟

دلت بی قرار است ...

بی قرار نگاهی که قرارش باشد ...

در راه...

راه ِ چند متری تا حرم برایت کیلومتر ها طول می کشد...

خاکی شدن...

زمین خوردن...

ولی آقا جان 

تا گنبدتان پیدا می شود...

همانطلایی ِ عشق 

 قلب دوباره میزند...

 نفس باز می گردد

 روح احیـــاء می شود ...و چشم مانند برف ِ روی بام آب می شود ...

 آتشی درونم بر پاست دارم میمیرم ... 

می شود مرا هم احیا کنی ؟آقا جان ... 

 

ـــــــــ

دلنوشت (استفاده با ذکر منبع)

مجاور آقایی ها ... : التماس دعا ...  






نویسنده : * گـــل نرگس * تاریخ : چهارشنبه 93/1/20       نظر

فاطمیه ! برو خدا پشت و پناهت


بسم الله

 

 

 

 

فاطمیه !

برو خدا پشت و پناهت ...

از تو یک آخرت ممنونیم !

اگر نبودی در روزهای آخر سال
و

سال نو از دست رفته بودیم...

 





نویسنده : * گـــل نرگس * تاریخ : سه شنبه 93/1/19       نظر

ستاره می شوی میان این همه شمع های بدلی......!

 بسم الله 

 


دستمالی به دست گرفت 

تا گردی که روی لبخندت نشسته را پاک کند ... 

مگر غبار می گیرد لبخندی که بهشت آن را می خرد ... ؟!
 

به بهانه ی گرد 

مادر آمد 

تا با پسرش کمی درد و دل کند ...
 

خلوت کند

به یاد آن روز ها 

بگوید 

و

بخندد
 

از لبخند ِعلی ...

اما لبخند روی لبانش محو شد ...

 

هنگامی که دید 

 

آن چیزی که علی برایش شاهرگ خویش را فدا کرد ؛ در حال فراموشی است ...

انگار  فقط چند روزی سوژه ی بعضی ها برای اخبار ِ داغشان بود ...

دل ِ مادر شکست ... 

 

ـــــــــــــــــــ

پ.ن1 : ادامه دهنده راه شهدا باشیم تا نامشون ...

  پ.ن2 : ...

 دلنوشت (استفاده با ذکر منبع) 

 

 

( ادامه : مراجعه به ادامه مطلب )

 

 

 

  ادامه مطلب...



نویسنده : * گـــل نرگس * تاریخ : دوشنبه 93/1/18       نظر

همهء هستی ات پرپر شود ، اما قلیل القربان بخوانی اش...

بسم الله

 

سلام علیکم 
 

دو تن از سربازان گمنام رهبر ، مجروح شدند ... 

دل تو دل بقیه نبود 

آخه متاهل بودن ... 

مونده بودن چجوری به خانواده هاشون بگن ...

خیلیا باورشون نمی شد 

که اونجا 

جز اشک
چیزی برای فریاد زدن نبود


خدایا پیروان زینب کبری (س) در رزمگاه آخرالزمان چه غوغایی بپا می کنند...

همسرشون پشت تلفن نمی پرسن حالش چطوراست...

میگن : فدای آقا...

جان انسان از شرم به لبش می رسد ... 

من برای آقا چه کرده ام ...؟ 

ــــــــــــــــ

پ.ن : تکه دوم : نقل قول یکی از سربازا... (و این > من ترجمان عشق را به چشم خود دیده ام../ همهء هستی ات پرپر شود../ اما قلیل القربان بخوانی اش...) 

استفاده با ذکر منبع





نویسنده : * گـــل نرگس * تاریخ : دوشنبه 93/1/18       نظر

طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به * گـــل نرگس * می باشد.