سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
مسابقه ابلاغ غدیر
دل، دفتر اندیشه است . [امام علی علیه السلام]

حس ِ ناب ِ بودنت ...

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 93/7/10 10:59 صبح

بسم الله را می گویم 

و

امضا می کنم 

کنار تمام امضاهایت را

هر کجا که اثری از نامت باشد ...

و سرشار می شوم

از حس ِ ناب ِ بودنت ... 

 

 

 




کلمات کلیدی :

میخوام مادر شَم استاد ...

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 93/7/8 3:19 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دفاعیه تموم شد ...

الحمدلله به خیر و خوشی گذشت ... 

استاد اومد جلو : 

+ میخوای چیکار کنی ؟ میری واس دکتری دیگه ؟!

ـ نه استاد ...

جا خورد ... ! 

+ شما ؟! بابا تو که میتونی تو که ... اصلا بگو ببینم ! میخوای تو خونه بمونی چیکار کنی ؟!

ـ میخوام مادر شَم استاد ! میدونید ! میخوام قصه بگم ، تمرین ریاضی بنویسم براش ، دیکته بگم ، لالایی بگم اصلا میدونید ؟! میخوام تموم این کارایی که به خاطر درس روشون خط کشیدم رو شروع کنم ... 

 

میخوام مادر شَم 

م ا د ر ... !

 

ــــــــــــــ

گل نرگس مهر ماه 1393 ( استفاده با ذکر منبع ) 

تصویر : شهریور 1393

 




کلمات کلیدی :

گله ای که دوست دارم خونده بشه ... !

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 93/6/31 3:54 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

 

میخواستم یه گله ای بکنم ، شاید طولانی باشه ولی دوست دارم خونده بشه 
حرف دل ِ ... 

تو پایین عکس 

 ببخشید اگر تکراری است ولی دوست دارم تا بخونید ...

حرف دل  رو ... 


مجدد نمی خونم تا اصلاحش کنم ، برام سخت و تلخه ... ! از این نظر اگر اشکال تایپی یا ... داشت ببخشید ... 
مدتی بود که برای دلم قلم میزدم ...
یک دفتر تمام شد ، فضای وبلاگ نویسی رو بهم معرفی کردند 
عضو شدم و کارم رو با میهن بلاگ و پارسی بلاگ آغاز کردم تا الان که رسیده به بیان و ... 
کاری به این چیزا ندارم 
وب ِ اصلیم شده بود یه سنگر
سنگر ِ برگ برگ ِ احساسم ...
سنگر به نمایش گذاشتن ِ خون دل نوشته هام ...
کم کم 
مطالبم رو وارد افسران و شبکه های اجتماعی دیگه کردم
اینجوری شد که به نام گل نرگس شناخته شدم 
نامی که خود گل نرگس تاییدش کرد که قصش سر ِ دراز داره ... !
قلم من عنایت شهدا است و اهل بیت ... 
و نگاه خدا .... 
در قبال همه ی اینا 
یه حقی بر گردن خواننده ها گذاشتم و اونم اینکه 
با منیع کپی کنید !
نه لینک میخوام نه چیزی
فقط یک نام گل نرگس کافی است ... 
دلم گرفت
حالا معنی حرف خانم چرخنده رو میفهمم که 
منم آدمم ! دلم شکست ... !
اول نوشته هامو تو اینترنت سرچ کنید ، مخصوصا دلنوشته ی رهبری ( می گویند دختر ها سخت بابایی اند ) متوجه حرفم میشید 
طاقت آوردم
این آدم شکسته طاقت آورد که بدون نام کپی شه
نگید دنبال شهرته ! نه ... !
نگید برای رضای خدا کار نمی کنه که کار برای رضای خدا لزوما مخفی نیست ... !
این حقه منه ... !
حق هر نویسنده ایه که برگ برگ احساسش به باد نره
بدون نام باشه گمنام باشه 
ولی به نام کس دیگه نخوره ... !!!!
کارم به جایی رسیده که باید ثابت کنم خودم نوشتم
دوست دارید بدونید
بنده اولین قلم زدنام در پارسی یار و وبم منتشر میشه 
اگر میخواید مطمئن شید تاریخشو منطبق کنید 
این دو جا از همه جا تاریخ انتشارش قدیمی تره ... !
بهتون ثابت می شه ... 

از کجا میدونید درد چی رو دارم ؟
زود قضاوت نکنید 
این نوشته ها قرار بود چاپ بشه
الان این سنگیه که جلوی راه من انداختید
و 
من
شاید نگذرم ... !
هنوز وقتی میبنیم دلم میشکنه
گُر می گیرم
آتیش میگیرم ... !
این دلنوشته ها عزیزن 
با ارزشند 
چوب حراج نخوره بهشون که ... !
از بازنشر خوشحال میشم 
ولی با یک صلوات و نام گل نرگس ... 
همین 
توقع زیادی نیست ...
بلد و ستاره دار نکردم چراکه تمام حرفام مهمه
من مادر کلمه به کلمه ی نوشته ها هستم 
نه من
هر نویسنده ای برای متنش
چرا بدیم نامادری بزرگ کنه بچه ای رو که مادر داره ؟!
من مادرشم ... !
نویسنده یه مادره
درد یه مادر رو درک کنید ...

خواهش می کنم منبع بزنید
هز متنی که باشه از هر کسی
بزنید منبعو ... 

نمیگم نویسندم 
من میگم فقط هرچی دل ِ گنه کارم بگه نقش کاغذ می کنم
نقش هام رو خراب نکنید ... 
همین
ممنون
یاعلی ...
خیلی حرفا موند
بغض شد 
بماند برای بعد 


ولی بدونید
وقتی نوشته میشه دلنوشت 
یعنی از روی هوا نیومده ... !

ـــــــــــ

+ حرف اخلاص رو پیش نکشید که این یک حقه ... ! حق ِ نویسنده بر گردن شما ...

+ عکسا رو هم متاسفانه کپی می کنند و آدرس وب و نام رو از تهش برمیدارن و بعضی ها هم نام خودشو میزنن ... ! جالبه 

نه ؟! 




کلمات کلیدی :

یک قواره عشق ...

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 93/6/29 12:19 عصر

بسم رب الـزهــراء

 

زندگی بعضی را 

خود ِ زنان ِ بهشتی قافیه میبندند ...

زهرا (س) قافیه میچیند 

زینب (س)  قافیه میچیند

..... 

چیزی شبیه ِ چادرانه

بر وزن ِ عاشقانه ... 

آن هنگام است که لحظه لحظه ی نفس هاشان 

متبرک می شود به عطر ِ بهشت ... 

آن هنگام است که ملائک ، ساقدوش ِ لباس ِ عروس ِ شهر می شوند ...

آن هنگام است که نسیم ؛ شرم می کند از حضورش در شعر ، تا وقتی چادر هست .... !

 

ای مردم ! 

پنجره فولاد چرا ؟!

چادر ِ من حاجت می دهد 

وقتی که دست ِ ائمه بر سرم کشیده می شود ... 

وقتی که نگاه آن هاست که بدرقه ی راهم است ...

به چادر ِ من دخیل ببندید 

که حاجت می دهد ...

تبرک است 

از بهشت آمده ... !

فقط ؛ مثل ِ پنجره فولاد فلزی نیست ... !

طاقت ندارد

خاکی می شود ... 

ـــــــــــــ

+ بوی ِ عشق می دهد

این یک پارچه سیاه ِ من ... 


+ دیروز رفته بودم برای خرید چادر ....

بعضی چیزا عجیب روضه ای هستن برای خودشون ... 

اون دور و برا 

یه عبا 

تمام قد سیاه 

توجهمو جلب کرد 

انداختم روی دوشم 

و

بعد

روی سرم ... 

مادر ..... (سلام الله علیها )

+ دلنوشت

یاعلی .....




کلمات کلیدی :

خشکم زد ...

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 93/6/27 11:34 عصر

 

چند سری ِ شهدا دارن ردم میکنن
آهای آدما ! اومدم گله
اومدم شکایت
اومدم که داد بکشم 
فریاد کنم 
وسط ِ همینجا گله کنم
از همون شهدایی که دلتنگ نمیگیرن ! 
دلشکسته ها رو بدتر می شکونن .... !
یه نظری دادن ، یادم اومد شهدا منو رد کردن !
آی آدما ! چند سری خواستم برم پیششون
به خدا دلتنگم
نمی کشم 
نمی تونم
نشد !
یکبار ماشین خراب شد
دفعه ی بعد هم تو خیابون دو بار حالم بهم خورد
دفعه ی بعد کار شهرستان پیش اومد
بعدش اومدن غافلگیرمون کنن بلیط دادن بهمون برید فلان جا تفریح ! پروازمون کیه ؟! دو ساعت دیگه !!!
بعدش ...
آخرین بارم که حال مادر خودم بد شد ...
آهاااای 
آدما
اومدم گله
از شهدا !

راستی ...
سلام علیکم ... !

اومدم گله
خیلیا هنوز نرسیده تهران دوباره آقا امام رضا میطلبه
از اونجا هم قم
به یک ماه نرسیده کلی خزیدار پیدا می کنن
یه عده هم که هر روز پیش شهدان
من ِ بیچاره هم که دلم چند وقتیه زخم خورده و خونیه 
یه شهدا
منو نمیخوان ...
اومدم گله
شهدا !
کجایید ؟!

9 دقیقه قبل ....
چند لحظه پیش داشتم زمین و زمان رو بهم میدوختم
تند و تند تایپ می کردم بدون ِ اینکه بدونم ؛ چه می کنم ؟!
بدون بسم الله 
بدون ِ نام او ... 
بدون ِ یاعلی 
بدون ِ سلام ... 
خسته
شاکی 
ناراحت
...
با یک دل ِ شکسته ی زخم خورده
چند لحظه پیش داشتم زمین و به آسمون میدوختم 
که شهدا نامردن ... !
هه ! مردان ِ مرد و نامردی ... !
اونایی که خودشون انتهای دردند ....
اونوقت من ِ .... !
چند لحظه پیش داشتم ....
خدا بهم تلنگر زد 
خشکم زد
با دیدنش ...
شوکه شدم ... 

 


که
که آهای !
این چند لحظه پیش 
چند لحظه پیشتو برای من رو نکن !
حواسم هست
یه دفعه ای 
یه رخداد اومد ..
لا تقنطوا من رحمت او ... 
نا امید مشو از رحتم 
بنده ام ... 
شاید برای اولین بار متن رو نخونده تا نیمه رها کردم
به رخداد خدا ایمان دارم
پس 
باقی ِ متن با شما ... :

 
بسم الله الرحمن الرحیم
انگار خدا با این آیه هر روز صدها دین و فرقه رو به چالش می کشه
انگار که تنها نشونه خودش رو "مهربانی" معرفی می کنه

به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایی که هنگام خلقت صد یا هزار رتبه و مقام برای مهربانی خلق کرد 
اما
در این دنیا فقط یک رتبه از مهربانی رو قرار داد
اون مهربانی شد؛ مهربانی مادر به فرزندش
و خدایی دارم که خودش رو نسبت به بنده اش مهربان تر از مادر عنوان کرد
خدایی که به خاطر محبت به پرنده ای بنده گناهکارش رو از قعر جهنم نجات داد

کجا هستند آدم هایی که مُهر خدا روی پیشانی دارن و مِهری به دل ندارن
چطور می تونیم خودمون رو خدایی بدونیم؟!
چگونه بی شرمانه هر لحظه به زبان میگیم "بسم الله الرحمن الرحیم" اما از زبان تجاوز نمی کنه؟!

قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر ذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم ... (زمر-53)


الهی نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم 
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی
پشت دیوار نشنیم چو گدا بر سر راهی 
کس به غیر از تو نخواهم 

ـــ
+ ببخشید اگر ادبیاتش مناسب نیست و شاید یه مقداری اشکال داره شاید به دلیل حال ِ آشفته ی الان ِ عاشقی است .... !
+ چه خیری توشه که ما پس زده شیم نمیدونم !
+ گله پابرجاست ! همچنان ... !
+گله از قلم شکسته ی خشک شده هم باشد برای بعد ... !
+ الحمدلله هم بسم الله داره فراگیر میشه هم یاعلی :) 

التماس دعا
یاعلی مدد




کلمات کلیدی :

انت فی قلبی ...

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 93/6/27 10:22 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

رو به قبله می نشینم , خسته با حالی عجیب

از ته دل مینویسم انت فی قلبی «ح س ی ن»

 

 

التماس دعا ...

نزدیک محرمه 

خیلی محتاجیم

 

یاعلی .....




کلمات کلیدی :

عیادت ... ؛ شما نمیاید ؟!

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 93/6/21 8:55 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم ...

متن زیر برداشت شده از سایت رهبری می باشد : 

" صبح روز دوشنبه خبر عملجراحی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در رسانه‌ها منتشر شد. از ساعات اولیه‌ی انتشار این خبر، نظرات و پیام‌‌های محبت‌آمیزی از سوی مردم می‌رسید و بسیاری نیز مایل بودند که به دیدار و عیادت معظم‌له بروند. طبعاً ملاقات حضوری، به دلیل محدودیت‌های گوناگون امکانپذیر نیست؛ اما اینجا می‌تواند صفحه‌ای باشد برای عیادت شما از طریق فضای مجازی.

اگر شما به عیادت می‌رفتید چه می‌گفتید؟ " 

ما هم میخوایم بریم به عیادت ... !

توی این استقبال های مجازی از رهبری ،‌ یه سری مکان ها خیلی مظلوم واقع شده بودند در صورتی که مطالبشون خیلی ... 

این پست قراره آدرسش بره رو سایت رهبری زیر ِ اگر به عیادت می رفتم چه می گفتم ...

منتهی یه همت و کمک میخواد ؛ بنده تا جایی که مشاهده کردم تصویر برداری کردم و در این پست قرار دادم ؛ شما هم اگر مطالبی غیر از این ها رو دیدید و تصویر برداری کردید چه در پارسی چه در فضاهای دیگه  آدرس آپلودش رو در نظرات همینجا مرقوم کنید تا اضافه بشن و در نهایت بریم به یه عیادت دسته جمعی ...

پایه اید ؟!

بسم الله ....

 

 

 

 




کلمات کلیدی :

به طعم ِ یک فتو پست ...

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 93/6/17 5:2 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

کمی در هم ! : ) 

 

 

 

 

 

 

 

+ جهت مشاهده ی اندازه اصلی تصاویر روی آن ها کلیک کنید . 




کلمات کلیدی :

می گویند دختر ها سخت بابایی اند ... !

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 93/6/17 4:20 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

می گویند دختر ها سخت بابایی هستند ... !

جانشان به جان ِ پدر بسته است 

که تاب ِ سرما خوردگی ساده اش را ندارند

چه رسد که ... 

همه می دانند نفس نفس های دختر با تپش های قلب بابا میزند 

بابای مهربانم ... !

امروز تپش های قلبم یکی در میان میزند 

که نکند ... 

گرچه فرمودی عملی ساده است اما بابا جان ؛ یک خراش ِ ساده هم دل ِ دختر را هزار پاره می کند ... 

سالم بمان ... 

سرحال 

مثل همیشه که در میان ِ این قتگاه تو که تنها ترین سرداری نباید تنها بگذاری زینب ها را ، زهرا ها را .....

گرچه زینبی نبودیم 

زهرایی زندگی نکردیم

....

اما بابا جان 

به خدا این بار کوفیان بدون دعوت ... 

به خدا حرمله ها منتظرند ... !

 

به خدا نامردمان ِ این شهر 

 

نکند تنها بگذاری ... 

 

مراقب خودتان باشید که دختر ها سخت ِ بی تابی ِ دل دارند 

و

پاسخی نمیابند که بدهند تا وقتی که سلامت ِ سلامت باشی ... 

 

دل ِ دختر هاتان بی تابی می کند

بی تابی ِ بابا ... !

 

ــــــــــ

+ سایه ات بر سرمان مستدام ای پدر مهربان...

+ حمد ِ شفا قرائت می کنید ؟ 

+ دیشب گفتیم از پدر ها و اینکه یه ذره دقت ، گرد ِ پیری رو ... 

خبر نداشتیم از امروز که ... 

 

شهریور 1393 روزی که سخت گذشت ... !

 




کلمات کلیدی :

کبوتر ...

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 93/6/15 4:38 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آی کبوتری که نشستی روی گنبد طلا

هر کجا پر می زنی تو حرم امام رضا

من کبوتر بقیعم با تو خیلی فرق دارم

جای گنبد سرمو به روی خاکا میذارم

خونه قشنگ تو کجا و این خونه کجا؟

گنبد طلا کجا قبرای ویروونه کجا؟

اونجا هر کی می پره طایر افلاکی میشه

اینجا هر کی می پره بال و پرش خاکی میشه

اونجا خادما با زائر آقا مهربونن

اینجا زائرا رو از کنار قبرا می رونن

تو که هر شب می سوزه صد تا چراغ دور و برت

به امام رضا بگو غریب تویی یا مادرت؟؟

__

+ عیدتون مبارک ... عیدی های خاص ان شاالله ...

التماس دعا

یاعلی .....




کلمات کلیدی :

   1   2      >

جلوگیری از کپی کردن مطالب